خاطرم هست چند سال پیش تلویزیون برنامه ای پخش می کرد به گمانم در باره کودکان بی سرپرست و اینکه بیایید به این کودکان کمک کنید و از این حرفها. در قسمتی از این برنامه یک خواهر و برادر(اگر اشتباه نکنم) خردسال که والدینشان رهایشان کرده بودند را به برنامه آورده بودند و یکی از مجریان معروف آن زمان صدا و سیما شروع کرد سئوال پیچ کردن دختر بچه طفل معصوم که: دلت برای مادرت تنگ شده؟ دوست داشتی الان اینجا بود؟ و از اینجور سئوالات.خلاصه با این سئوالات اشک کودک راه افتاد و بقیه عوامل هم که ظاهرا منتظر همین لحظه بودند، دوربین را زوم کردند روی صورت اشک آلود کودک! آنقدر اعصابم از آن ماجرا به هم ریخت که هنوز که هنوز است تصویر ناخوشایندی از آن مجری در ذهنم دارم.
چند ماه پیش در جریان اجرای طرح نیروی انتظامی موسوم به برخورد با اراذل و اوباش،در برنامه کوله پشتی(تا آنجایی که در خاطرم هست)، گزارشی در مورد دو تن از متهمان و قربانیشان پخش شد. خبرنگار از دختری که توسط دو مرد ربوده شده و علاوه بر اینکه مورد تجاوز قرار گرفته بود به علت دریافت ضربات متعدد چاقو توسط مجرمین، آسیب های جسمی نیز دیده بود، سئوالاتی می پرسید با این مضمون که وقتی این دو مرد تو را ربوده بودند و می خواستند به تو تجاوز کنند،تو چگونه التماس می کردی؟! چه چیزهایی می گفتی؟! (فقط عشق کنید سئوالات فنی را! )، دختر هم که قاعدتا حتی نمی خواست آن لحظات را در ذهنش هم مرور کند جواب درستی نمی داد و البته جناب خبرنگار در فواصل مختلف مجددا سئوالش را تکرار می کرد! دراین بین بخشهایی از مصاحبه با یکی از محکومین این پرونده هم پخش می شد و جالب اینکه در آنجا هم خبرنگار همین سئوالات را از جناب متجاوز می پرسید که وقتی این دختر را ربودید و می خواستید به او تجاوز کنید او چگونه به شما التماس می کرد؟! چه چیزهایی می گفت؟! دوباره تصویر دختر برمی گشت و خبرنگار همچنان مسر بود تا دختر التماس کردن هایش را برای او تشریح کند و ظاهرا این حرف دختر که می گفت در آن شرایط هرچه به ذهنم می رسید می گفتم هم قانع نبود! به هرحال این گزارش نیز با به گریه افتادن دختر به پایان رسید.
حالا در روزهای پایانی سال، باز هم به بهانه چهارشنبه سوری و خطرات آن،برنامه هایی را از تلویزیون شاهد بودیم پر از صحنه های دلخراش. نوجوانانی که به بدترین شکل دچار سوختگی و قطع عضو شده اند و حالا در آن حال و وضعیت ضمن ناله کردن، باید به سووال خبرنگاران که چی شده؟! چه حالی داری؟! و پشیمان نیستی؟! هم جواب بدهند! (سئوالاتی که در آن شرایط فقط نام سئوالات احمقانه را می توان برایشان به کار برد). حالا من کاری به این ندارم که پزشکان محترم بیمارستان هایی که گزارش ها در آنها تهیه شده بود تا چه حد اصول اخلاقی و اصلا اصول پزشکی را رعایت کرده اند که به یک گروه فیلم بردار و صدابردار و خبرنگار اجازه بدهند بروند با یک نوجوان دوازده- سیزده ساله که یک دستش از مچ قطع شده و روی تخت بیمارستان می لرزد،ناله می کند و التماس که انگشت هایم را برگردانید مصاحبه کنند! و آیا از نظر پزشکی فردی با آن حال و روز که در شوک حاصل از حادثه ای که برایش پیش آمده به سر می برد را باید ناگهان در محاصره دوربین و میکروفن و.. قرار داد یا نه؟! اما حقیقتا از نظر کار رسانه ای برایم سئوال است که یک خبرنگار(و در کل یک رسانه) تا چه حد مجازند بدون درنظر گرفتن وضعیت و شرایط روحی و جسمی طرف مقابلشان( که در اینجا یک خود قربانی است) وی را سئوال پیچ کرده و به این شکل(که ذکر شد) به تهیه گزارش بپردازند؟!
در مورد اولی که به آن اشاره کردم، هدف مجری و سازندگان برنامه این بوده که احساسات مردم را با دیدن گریه کردن یک دختر بچه تحریک کنند تا به کمک کردن به این کودکان ترقیب شوند.
در مورد دوم هدف این بوده که مردم به نیروی انتظامی حق بدهند که آن برخورد شدید را با اراذل و اوباش داشته باشد و نام برخورد با بدحجابی را بگذارد طرح امنیت اجتماعی.
و در مورد آخر هم حتما هدف این بوده تا مخاطبین با دیدن آن صحنه های دلخراش و ناله های مصدومین، درس عبرت بگیرند و از دست زدن به اعمال پرخطر در مراسم چهارشنبه سوری پرهیز کنند.
حالا اگر فرض بگیریم که در در هر سه مورد نیت،نیت خوبی بوده است، این سئوال پیش میاید که آیا ما مجازیم برای ایجاد یک حس، و تحریک مخاطبین خود به انجام دادن یا ندادن یک کار، با احساس و غرور عده ای دیگر بازی کنیم؟ به عبارت بهتر آیا در کار رسانه، هدف وسیله را توجیه می کند؟ و آیا اصلا ترقیب کردن مردم به انجام دادن یا ندادن یک کار جزو وظایف یک خبرنگار و به طبع آن یک رسانه محسوب می شود؟
چند ماه پیش در جریان اجرای طرح نیروی انتظامی موسوم به برخورد با اراذل و اوباش،در برنامه کوله پشتی(تا آنجایی که در خاطرم هست)، گزارشی در مورد دو تن از متهمان و قربانیشان پخش شد. خبرنگار از دختری که توسط دو مرد ربوده شده و علاوه بر اینکه مورد تجاوز قرار گرفته بود به علت دریافت ضربات متعدد چاقو توسط مجرمین، آسیب های جسمی نیز دیده بود، سئوالاتی می پرسید با این مضمون که وقتی این دو مرد تو را ربوده بودند و می خواستند به تو تجاوز کنند،تو چگونه التماس می کردی؟! چه چیزهایی می گفتی؟! (فقط عشق کنید سئوالات فنی را! )، دختر هم که قاعدتا حتی نمی خواست آن لحظات را در ذهنش هم مرور کند جواب درستی نمی داد و البته جناب خبرنگار در فواصل مختلف مجددا سئوالش را تکرار می کرد! دراین بین بخشهایی از مصاحبه با یکی از محکومین این پرونده هم پخش می شد و جالب اینکه در آنجا هم خبرنگار همین سئوالات را از جناب متجاوز می پرسید که وقتی این دختر را ربودید و می خواستید به او تجاوز کنید او چگونه به شما التماس می کرد؟! چه چیزهایی می گفت؟! دوباره تصویر دختر برمی گشت و خبرنگار همچنان مسر بود تا دختر التماس کردن هایش را برای او تشریح کند و ظاهرا این حرف دختر که می گفت در آن شرایط هرچه به ذهنم می رسید می گفتم هم قانع نبود! به هرحال این گزارش نیز با به گریه افتادن دختر به پایان رسید.
حالا در روزهای پایانی سال، باز هم به بهانه چهارشنبه سوری و خطرات آن،برنامه هایی را از تلویزیون شاهد بودیم پر از صحنه های دلخراش. نوجوانانی که به بدترین شکل دچار سوختگی و قطع عضو شده اند و حالا در آن حال و وضعیت ضمن ناله کردن، باید به سووال خبرنگاران که چی شده؟! چه حالی داری؟! و پشیمان نیستی؟! هم جواب بدهند! (سئوالاتی که در آن شرایط فقط نام سئوالات احمقانه را می توان برایشان به کار برد). حالا من کاری به این ندارم که پزشکان محترم بیمارستان هایی که گزارش ها در آنها تهیه شده بود تا چه حد اصول اخلاقی و اصلا اصول پزشکی را رعایت کرده اند که به یک گروه فیلم بردار و صدابردار و خبرنگار اجازه بدهند بروند با یک نوجوان دوازده- سیزده ساله که یک دستش از مچ قطع شده و روی تخت بیمارستان می لرزد،ناله می کند و التماس که انگشت هایم را برگردانید مصاحبه کنند! و آیا از نظر پزشکی فردی با آن حال و روز که در شوک حاصل از حادثه ای که برایش پیش آمده به سر می برد را باید ناگهان در محاصره دوربین و میکروفن و.. قرار داد یا نه؟! اما حقیقتا از نظر کار رسانه ای برایم سئوال است که یک خبرنگار(و در کل یک رسانه) تا چه حد مجازند بدون درنظر گرفتن وضعیت و شرایط روحی و جسمی طرف مقابلشان( که در اینجا یک خود قربانی است) وی را سئوال پیچ کرده و به این شکل(که ذکر شد) به تهیه گزارش بپردازند؟!
در مورد اولی که به آن اشاره کردم، هدف مجری و سازندگان برنامه این بوده که احساسات مردم را با دیدن گریه کردن یک دختر بچه تحریک کنند تا به کمک کردن به این کودکان ترقیب شوند.
در مورد دوم هدف این بوده که مردم به نیروی انتظامی حق بدهند که آن برخورد شدید را با اراذل و اوباش داشته باشد و نام برخورد با بدحجابی را بگذارد طرح امنیت اجتماعی.
و در مورد آخر هم حتما هدف این بوده تا مخاطبین با دیدن آن صحنه های دلخراش و ناله های مصدومین، درس عبرت بگیرند و از دست زدن به اعمال پرخطر در مراسم چهارشنبه سوری پرهیز کنند.
حالا اگر فرض بگیریم که در در هر سه مورد نیت،نیت خوبی بوده است، این سئوال پیش میاید که آیا ما مجازیم برای ایجاد یک حس، و تحریک مخاطبین خود به انجام دادن یا ندادن یک کار، با احساس و غرور عده ای دیگر بازی کنیم؟ به عبارت بهتر آیا در کار رسانه، هدف وسیله را توجیه می کند؟ و آیا اصلا ترقیب کردن مردم به انجام دادن یا ندادن یک کار جزو وظایف یک خبرنگار و به طبع آن یک رسانه محسوب می شود؟
2 نظرات:
به نکته جالبی اشاره کردی!
kodoum akhlagh? delet khsheha
ارسال يک نظر