داشتم خبرها و نظرات مربوط به رضازاده و حضورش در آن تبلیغ تلویزیونی و بخشنامه تربیت بدنی که می گوید قهرمانان ورزشی کشور نمی توانند در تبلیغات شبکه های ماهواره ای حضور یابند را می دیدم. دیدم این بخش نامه ایی کردن امور در کشورهم یواش یواش دارد به یک عرف تبدیل می شود.
می خواهیم جامعه ای عفیف ونجیب داشته باشیم(حالا بماند که کلا عفیف بودن و نجابت داشتن تا چه حد به این حجاب رسمی که در کشور تعرف می شود ارتباط دارد!)،به جای آنکه راهش را پیدا کنیم تا مثل کشورهایی که حجاب در آنها اجباری نیست اما درصد زیادی از مردمش آن را محترم می شمرند بشویم،بخشنامه و دستور صادر می کنیم که با بگیر وببند مثلا جامعه مان بشود نجیب! نتیجه اش هم همین می شود که داریم می بینیم. بوی گند نجابتش از گوشه و کنار دارد می زند بالا!
می خواهیم مردم اینقدر نروند دوبی و آنتالیا، به جای آنکه روی جاذبه های گردشگری ایران کار کنیم،مکانهای تفریحی و اقامتی درست و حسابی بسازیم و اینقدر به سر و پا و خشتک مردم گیر ندهیم و... تا سفرهای خارجی حالت منطقی به خودشان بگیرند، تبلیغ تورهای دوبی را در رسانه ها ممنوع کرده ،پرواز مستقیم به آنتالیا را حذف و مبلغ خروجی آن را چند برابر می کنیم! خب آن آدمی که می خواهد پانصدهزارتومن،یک میلیون یا هرچقدر هزینه کند برود فرضا دوبی که به خاطر مثلا چهل هزار تومان مبلغ خروجی سفرش را کنسل نمی کند،تنها نتیجه اش این می شود که موقع پرداخت این مبلغ و خروج از کشور، چند فحش نان و آبدار نثار کوچک و بزرگ مملکت می کند!
می خواهیم مردم از فلان داروی ساخت داخل استفاده کنند، به جای آنکه بیاییم کیفیت دارو را ببریم بالا، به استاندارد های جهانی برسانیمش و اطلاع رسانی کنیم تا مردم و خصوصا پزشکان به مصرف و تجویز آن ترقیب شوند ، یک دفعه میاییم داروی اصلی را که پزشکان و بیماران به آن خو گرفته اند با قیمت چند برابر می دهیم بیرون تا بیماران از روی اجبار بروند از فلان داروی ساخت داخل که اصلا معلوم نیست طبق کدام استاندارد ساخته شده و کجا امتحانش را پس داده استفاده کنند.نتیجه اش هم این خواهد بود که خانواده های بیماران به جای آنکه اطمینانشان به محصول ایرانی بیشتر شود ، هنگام دعا و نذر و نیازهایی که برای بیمارشان می کنند چهارتا لعن و نفرین هم نثار کسانی می کنند که توی این همه مصیبت یک درد دیگر هم به دردهایشان اضافه کرده اند.
حالا هم تربیت بدنی بخش نامه صادر می کند که قهرمانان ورزشی حق ندارند در تبلیغات شبکه های ماهواره ای حضور یابند. نتیجه؟ حالا قهرمان ورزشی ما که می بیند اگر در ایران بماند نه تنها خیلی از امکانات را از دست می دهد بلکه حتی اجازه کسب درآمد از یک راه معمولی و عرفی را هم ندارد، به اولین پیشنهاد خارجی با کله جواب مثبت می دهد!
می گویند هیچ کس برای شکست خوردن نقشه نمی کشد بلکه صرفا در نقشه کشیدن شکست می خورد. اما ظاهرا در کشور ما عده ای از همان اول کار برای شکست خوردن نقشه می کشند!
خداوند آخر و عاقبت کشوری را که نجابت و عرق ملی و قهرمان ملی و نوآوری و ابتکار و باقی مزایا و افتخاراتش بخشنامه ای است(!) ختم به خیر کند.
می خواهیم جامعه ای عفیف ونجیب داشته باشیم(حالا بماند که کلا عفیف بودن و نجابت داشتن تا چه حد به این حجاب رسمی که در کشور تعرف می شود ارتباط دارد!)،به جای آنکه راهش را پیدا کنیم تا مثل کشورهایی که حجاب در آنها اجباری نیست اما درصد زیادی از مردمش آن را محترم می شمرند بشویم،بخشنامه و دستور صادر می کنیم که با بگیر وببند مثلا جامعه مان بشود نجیب! نتیجه اش هم همین می شود که داریم می بینیم. بوی گند نجابتش از گوشه و کنار دارد می زند بالا!
می خواهیم مردم اینقدر نروند دوبی و آنتالیا، به جای آنکه روی جاذبه های گردشگری ایران کار کنیم،مکانهای تفریحی و اقامتی درست و حسابی بسازیم و اینقدر به سر و پا و خشتک مردم گیر ندهیم و... تا سفرهای خارجی حالت منطقی به خودشان بگیرند، تبلیغ تورهای دوبی را در رسانه ها ممنوع کرده ،پرواز مستقیم به آنتالیا را حذف و مبلغ خروجی آن را چند برابر می کنیم! خب آن آدمی که می خواهد پانصدهزارتومن،یک میلیون یا هرچقدر هزینه کند برود فرضا دوبی که به خاطر مثلا چهل هزار تومان مبلغ خروجی سفرش را کنسل نمی کند،تنها نتیجه اش این می شود که موقع پرداخت این مبلغ و خروج از کشور، چند فحش نان و آبدار نثار کوچک و بزرگ مملکت می کند!
می خواهیم مردم از فلان داروی ساخت داخل استفاده کنند، به جای آنکه بیاییم کیفیت دارو را ببریم بالا، به استاندارد های جهانی برسانیمش و اطلاع رسانی کنیم تا مردم و خصوصا پزشکان به مصرف و تجویز آن ترقیب شوند ، یک دفعه میاییم داروی اصلی را که پزشکان و بیماران به آن خو گرفته اند با قیمت چند برابر می دهیم بیرون تا بیماران از روی اجبار بروند از فلان داروی ساخت داخل که اصلا معلوم نیست طبق کدام استاندارد ساخته شده و کجا امتحانش را پس داده استفاده کنند.نتیجه اش هم این خواهد بود که خانواده های بیماران به جای آنکه اطمینانشان به محصول ایرانی بیشتر شود ، هنگام دعا و نذر و نیازهایی که برای بیمارشان می کنند چهارتا لعن و نفرین هم نثار کسانی می کنند که توی این همه مصیبت یک درد دیگر هم به دردهایشان اضافه کرده اند.
حالا هم تربیت بدنی بخش نامه صادر می کند که قهرمانان ورزشی حق ندارند در تبلیغات شبکه های ماهواره ای حضور یابند. نتیجه؟ حالا قهرمان ورزشی ما که می بیند اگر در ایران بماند نه تنها خیلی از امکانات را از دست می دهد بلکه حتی اجازه کسب درآمد از یک راه معمولی و عرفی را هم ندارد، به اولین پیشنهاد خارجی با کله جواب مثبت می دهد!
می گویند هیچ کس برای شکست خوردن نقشه نمی کشد بلکه صرفا در نقشه کشیدن شکست می خورد. اما ظاهرا در کشور ما عده ای از همان اول کار برای شکست خوردن نقشه می کشند!
خداوند آخر و عاقبت کشوری را که نجابت و عرق ملی و قهرمان ملی و نوآوری و ابتکار و باقی مزایا و افتخاراتش بخشنامه ای است(!) ختم به خیر کند.
-------------------------------------
پ.ن : 1- من خودم شخصا دید خوبی به رضازاده ندارم ، دلایلش هم بماند. اما این حرف رضازاده را که گفته: "من در آخرين سالهاي ورزش حرفهاي به سر ميبرم. اين حق من است كه بتوانم براي زندگي آيندهام درآمدزايي كنم. من تا چند سال پيش يك آپارتمان هم در تهران نداشتم .در آمد من را با فوتباليستها مقايسه كنند. من بيشتر باعث افتخار شدم يا آنها؟ من بيشتر زحمت ميكشم يا آنها؟ " کاملا قبول دارم. کسانی که اندکی از سیاست حاکم بر ورزش ایران وتبعیض های آشکار و پنهان آن خبر داشته باشند به خوبی منظور او را می فهمند و متوجه هستند که در این کشور اگر رشته ای و یا ورزشکاری به دولت و کشور مدیون و بدهکار باشد، فوتبال و فوتبالیست ها هستند نه امثال رضا زاده .
2 - "در ایران قهرمانان و پهلوانان زیادی وجود دارند که با استفاده از امکانات کشور و حمایتهای نظام و البته تلاش مجدانه خود به جایی رسیده و کرسیهای جهانی را از آن خود می نمایند، ولی معلوم نیست برخی نظیر این ورزشکار چگونه حاضر می شوند برای کسب اندک درآمدی اعتبار خود و ارزشهای یک ملت را به بازی بگیرند." به غیر از "تلاش مجدانه خود" باقی اش حرف چرت است! قهرمانانی امثال رضازاده و هادی ساعی محصول کدام امکانات و سیستم استعدادیابی ورزشی در ایران هستند؟! فبل از آنکه مقام بیاورند چه حمایتی ازشان شده است؟
3 - کسانی که با دیدن این آگهی احساساتشان جریحه دار شده و ارزش ملتشان را از دست رفته دیده اند، بهتر است اول یک سری به خوشان بزنند که تا این حد ساده لوحانه اسطوره سازی های رسانه ها رویشان اثر گذاشته و حالا از یک قهرمان ورزشی انتظار یک اسطوره را دارند. بعد هم بدانند آن ملتی که ارزش ها و آبرویش با یک تبلیغ تلویزیونی بخواهد از بین برود، مطمعنا از اولش هم ارزش و آبرویی نداشته است.
4 – خوش به حال این املاک رابینسون! این روزها به بهانه حضور رضازاده و حواشی این حضور، آنقدرنام رابینسون در وبلاگ ها و سایت های خبری فارسی زبان آمده که که تا سالهای سال اگر کسی در اینترنت سرچ کند "رابینسون" احتمالا آخرش سر از املاک رابینسون درمیاورد! اگر چهار برابر پولی که به رضازاده داده را هم خرج می کرد به چنین موفقیتی نمی رسید!
2 - "در ایران قهرمانان و پهلوانان زیادی وجود دارند که با استفاده از امکانات کشور و حمایتهای نظام و البته تلاش مجدانه خود به جایی رسیده و کرسیهای جهانی را از آن خود می نمایند، ولی معلوم نیست برخی نظیر این ورزشکار چگونه حاضر می شوند برای کسب اندک درآمدی اعتبار خود و ارزشهای یک ملت را به بازی بگیرند." به غیر از "تلاش مجدانه خود" باقی اش حرف چرت است! قهرمانانی امثال رضازاده و هادی ساعی محصول کدام امکانات و سیستم استعدادیابی ورزشی در ایران هستند؟! فبل از آنکه مقام بیاورند چه حمایتی ازشان شده است؟
3 - کسانی که با دیدن این آگهی احساساتشان جریحه دار شده و ارزش ملتشان را از دست رفته دیده اند، بهتر است اول یک سری به خوشان بزنند که تا این حد ساده لوحانه اسطوره سازی های رسانه ها رویشان اثر گذاشته و حالا از یک قهرمان ورزشی انتظار یک اسطوره را دارند. بعد هم بدانند آن ملتی که ارزش ها و آبرویش با یک تبلیغ تلویزیونی بخواهد از بین برود، مطمعنا از اولش هم ارزش و آبرویی نداشته است.
4 – خوش به حال این املاک رابینسون! این روزها به بهانه حضور رضازاده و حواشی این حضور، آنقدرنام رابینسون در وبلاگ ها و سایت های خبری فارسی زبان آمده که که تا سالهای سال اگر کسی در اینترنت سرچ کند "رابینسون" احتمالا آخرش سر از املاک رابینسون درمیاورد! اگر چهار برابر پولی که به رضازاده داده را هم خرج می کرد به چنین موفقیتی نمی رسید!
0 نظرات:
ارسال يک نظر