نمايش پيامها با برچسب اجتماعی. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب اجتماعی. نمایش همه پیامها

Sunday، April 6، 2008

بی خانمان داریم تا بی خانمان


در گیر و دار مسابقات جام جهانی 2006 فوتبال و ذوق کردن های الکی مان بود که برای اولین بار با تشکیلات بزرگی که با همکاری انجمن فوتبال اروپا (UEFA)، سازمان ملل، شبکه بین المللی روزنامه های خیابانی و همکاری باشگا ه های بزرگی چون منچستر یونایتد، رئال مادرید و ستارگانی چون لوئیس فیگو،رونالدینهو،لوئیس گارسیا، ایکر کاسیلاس، سرالکس فرگوسن، ریو فردیناد و...و با حمایت های مالی شرکت های معروفی چون Nike اقدام به برگزاری جام جهانی دیگری می کرد با نام " جام جهانی فوتبال بی خانمان ها" آشنا شدم. این تشکیلات با این اعتقاد که می توان با استفاده از محبوبیت جهانی فوتبال، در راستای سالم سازی جوامع و بازپروری آسیب دیدگان اجتماعی گام های بزرگی برداشت، اقدام به برگزاری مسابقات جام جهانی بی خانمان ها از سال 2003 کرده بود.کلیه سازمان هایی که تیمی متشکل از افراد(زن یا مرد) حداقل دارای 16 سال سن که جزو یکی از گروه های تعریف شده یعنی: دستفروشان، بی خانمان ها، معتادین به مواد مخدر و الکلی که دوران ترکشان را می گذرانند، پناهندگانی که هنوز وضعیتشان مشخص نیست و اجازه کار ندارند و به طور کلی آسیب دیدگان اجتماعی باشند تشکیل می داد می توانست در این مسابقات شرکت کند. نگاهی به لیست تیم های شرکت کننده انداختم.از افغانستان فقیرش بگیرید تا نروژ و سوئد پولدارش در این لیست حاضر بودند اما نامی از ایران در کار نبود! یعنی چه؟ یعنی ما معتاد و بی خانمان و پناهنده افغانی و دستفروش نداریم؟! یا داریم و آدم حسابشان نمی کنیم؟! همان زمان یک مقاله مفصلی در یکی از نشریات ورزشی درباره اش نوشتم. حقیقتش آن موقع فکر می کردم کسی در ایران با این مسابقات آشنا نیست و اگر این اطلاع رسانی صورت بگیرد قطعا در دوره های بعد ایران نیز پای ثابت مسابقات خواهد بود. تحقیقی هم که همان زمان بر روی بازیکنان تیم های شرکت کننده صورت پذیرفته بود نشان می داد این افراد پس از شرکت در این مسابقات 94 درصدشان انگیزه جدیدی برای زندگی پیدا کرده بودند. 85 درصدشان روابط اجتماعیشان بهبود پیدا کرده بود. 38 درصد کار ثابت پیدا کرده بودند. 28 درصدشان تصمیم به ادامه تحصیل گرفته بودند. از 43 درصد بازیکنانی که درگیر الکل و مواد مخدر بودند 68 درصدشان موفق به ترک شده بودند و دوازده تن از آنان موفق شده بودند از طریق فوتبال با تیم های حرفه ای و نیمه حرفه ای کار کرده و امرار معاش کنند. خب پس ما چرا شرکت نکنیم؟ چراکه نه؟ تا دلت بخواهد آسیب دیده اجتماعی داریم (که از دید من اگر پایش بیافتد خیلی با غیرت تر از فوتبالیست های گل و بلبل مان بازی می کنند) و تا دلت بخواهد سازمان های عریض و طویلی چون بهزیستی و کمیته امداد و....فریاد عدالت خواهی و کمک به همنوع ودستگیری از ضعفا و غیره مان هم که گوش فلک را کر کرده! یک هزارم هزینه هایی را هم که برای فوتبالمان می کنیم برای شرکت در این مسابقات کفایت می کند. پس حتما حدس من درست بوده!
لطفا به فکرم نخندید، می دانم که احمقانه بود.
دیروز وقتی لیست جدید تیم هایی را که خودشان را برای جام جهانی 2008 که در ملبورن استرالیا برگزار می شود، آماده می کنند دیدم داغ دلم تازه شد. حقیقتا دلم برای بی خانمان ها و...ایران سوخت. متخصص و کارشناسمان که شانس نیاوردند هیچ، معتاد و کارتن خوابمان هم باید حسرت بی خانمان های دیگر کشورها را بخورند. دیگران چه کارها می کنند و چه نتایجی می گیرند،ما چه می کنیم و چه نتایجی می گیریم. چون آشغال از کشور بیرونشان می کنیم،همچون زباله از خیابان جمعشان می کنیم و به لقب "انگل اجتماع " مفتخرشان می کنیم و لابد انتظار داریم دسته دسته اصلاح شده و به جامعه برگردند!